اونی که یار تو بود

اونی که یار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمی داد دل به هر کس نمی داد، دل می گفت مقدسه عشق اون برام بسه ،از نگاش نفهمیدم که دروغ وهوسه، غصه خوردن نداره ،گریه کردن نداره، به یه قلب بی وفا دل سپردن نداره، آخر قصه چی شد، قلب اون مال کی شد اون که از من پر گرفت چی می خواستیم وچی شد، اونی که مال تو بود اگه لایق تو بود تورو تنها نمی ذاشت، با خودت جا نمی ذاشت... اونی که یار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمی داد دل به هر کس نمی داد

/ 30 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
niloufar

خواستم بگم بیا جاری خودم شو [نیشخند]

نانا

سلام [گل] یاد گرفته بودم همیشه خوبا رو برای عشق جدا کنم و بهش هدیه کنم ولی[گریه][گریه] ممنونم لز اینکه سر زدی[دست][دست] و ممنون از لینکت گلم[ماچ] راستی یه سوال این عکس کنار وبلاگ خودتی؟ اخه خیلی شبیه پسراست[تعجب][تعجب][تعجب] شاد و کامروا باشی[گل][گل] اهورایی زی[تایید] بدرود[خداحافظ]

نانا

[نیشخند] mamnoon ke gofti bye[خداحافظ]

ترانه

وبلاگ زیبایی داری با اجازه تون لینکتون میکنم [گل]

روح حامی

سلام ممنون که به ما سر زدید باشه لینکتون می کنم لطفا" ما رو به اسم جالبناک لینک کنید

niloufar

یه کم بخندین یک هواپیما داشته از تبریز میرفته پاریس، وسطای راه یهو صدای خلبان از بلندگوها میاد: اَتِنْشِن پلیز! ایلده خلبان اسپیکینگ..مسافران لیسنینگ! موتور چپ هواپیما از کار افتاده، ولی شما هیچ نترسید! من خودم واردم، هواپیما رو سالم میشونم. یک مدت میگذره، دوباره صدای خلبان از بلندگوها میاد که: اَتِنْشِن پلیز! ایلده خلبان اسپیکینگ..مسافران لیسنینگ! موتور راست هواپیما هم از کار افتاده، ولی شما هیچ نترسید! من خودم کلی تجربه دارم، تا فرودگاه بعدی هم راهی نیست، هواپیما رو سالم میشونم. باز یک مدت هواپیما دور خودش میچرخه، دوباره صدای خلبان از بلندگوها میاد که: اَتِنْشِن پلیز! ایلده خلبان اسپیکینگ..مسافران لیسنینگ! همین الان دم هواپیما کنده شد، ولی شما هیچ نترسید! من خودم هواپیما رو میشونم. یک ده دقیقه می‌گذره، دوباره صدای خلبان از بلندگوها میاد که: اَتِنْشِن پلیز! ایلده خلبان اسپیکینگ... مسافران ریپید افتر می! اَشهداَن‌لااله‌الله!...

niloufar

ترکه داشته رادیو پیام گوش میداده،‌گزارشگره میگفته: راه بهارستان به امام حسین بسته‌است، راه انقلاب هم به امام حسین بسته‌است... ‌ترکه میگه:‌باشه بابا بستس که بستس، دیگه چرا هی به امام حسین قسم میخوری؟! ترکه یه تیکه یَخو گرفته بوده بالا، ‌داشته خیلی متفکرانه بهش نگاه می‌کرده. رفیقش ازش میپرسه: چیرو نگاه میکنی؟ ترکه میگه: ایلده ازش آب میچیکه ولی معلوم نیست کجاش سوراخه! به ترکه میگن یک معما بگو، میگه اون چیه که زمستونا خونه رو گرم میکنه تابستونا بالای درختو؟! یارو هرچی فکر میکنه جوابشو پیدا نمیکنه، میگه: نمیدونم، حالا بگو چیه؟ ترکه میگه بخاری! یارو کف می‌کنه، میگه: باباجان بخاری زمستونا خونه رو گرم میکنه ولی تابستونا چه جوری بالای درختو گرم می‌کنه؟ ترکه میگه: بخاریِ خودمه دوست دارم بگذارمش بالای درخت!

arcadia

وبلاگ بسیار خوبی دارید . امیدوارم همیشه موفق باشید دوست داشتن انسانها به معناي دوست داشتن خود به اندازه ي ديگري است. www.return2heaven.net