where ever you are I LOVE U
قالب وبلاگ

سلام گلای سارا

به وبلاگ خودتون خوش اومدین خدمات وبلاگ نویسان جوان             www.bahar20.sub.ir

این اخرین اپ منه

امروز روز وداع من با اینترنت و وبلاگ نویسی و وبلاگ گردی و...ستخدمات وبلاگ نویسان جوان             www.bahar20.sub.ir

رسم زندگی همینه هیچ کاری هم نمیشه کرد باید رفتخدمات وبلاگ نویسان جوان             www.bahar20.sub.ir

از امروز باید خودمو سخت برای کنکور 88 اماده کنمخدمات وبلاگ نویسان جوان             www.bahar20.sub.ir که یه وقت کم نیارمخدمات وبلاگ نویسان جوان             www.bahar20.sub.ir

اخه هدفم پزشکیه خدمات وبلاگ نویسان جوان             www.bahar20.sub.ir،پزشکی هم یعنی اینکه باید خودتو بکشی تا قبول شی خدمات وبلاگ نویسان جوان             www.bahar20.sub.ir(البته هر چند وقتی یه سرکوچولو میزنم)

از شما هم یه خواهش داشتم منو فراموش نکنین و برام دعا کنین که سخت محتاج دعام

دلم براتون خیلی خیلی تنگ میشه

از دوستای گلم ،همه ی اونایی که بهم سرزدن و نظر دادن کمال تشکرو دارمخدمات وبلاگ نویسان جوان             www.bahar20.sub.ir

خیلی خیلی خیلی ...دوستتون دارم از همین جا روی ماهتونو میبوسم

(فداتون سارا)خدمات وبلاگ نویسان جوان             www.bahar20.sub.ir

                 بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

 

خداحافظ همین حالا ،همین حالا که من تنهام خداحافظ به شرطی که بفهمی ، تر شده چشمام خداحافظ کمی غمگیـــن بــه یاد اون همه تردید بـــــه یاد آسمونی کـــــه منـــو از چشم تو می دید خداحافظ ... خداحافظ ... همین حالا !

خدمات وبلاگ نویسان جوان             www.bahar20.sub.ir 

 

Khoda hafeze hamegiiiiiii

[ ۱۳۸٧/٦/٢٩ ] [ ۳:٢۳ ‎ب.ظ ] [ سارا ] [ حرف دل() ]

 

   ای معنای انتظار   

 یک لحظه بایست دیوانه شدن به خاطرت کافی نیست؟

 یک لحظه بایست و یک جمله بگو تکلیف دلی که عاشقش کردی چیست؟

 

 

 

 

  

[ ۱۳۸٧/٦/٢٢ ] [ ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ ] [ سارا ] [ حرف دل() ]

سلام دوستای گل خودم

امیدوارم این مطلبایی که براتون تو وبلاگم میریزم به دردتون بخوره برای بهتر زندگی کردن

(محتاج دعا)

 

 

 

داستان ما داستان یک دانشجو است که توانست در 5 ترم فارغ شود، امیدواریم داستان هیچ کدام از شما به مانند این داستان نباشد؛


ترم اول: خوشحالی- قبول شدم- «تبریک»- کیف سامسونت- کلاس گذاشتن- خودبزرگ بینی- اعتماد به نفس کاذب- آدم حسابی- آینده سازان کشور-جزوه- کتاب- درس- نت برداری- حضور، غیاب- صندلی ردیف اول- سرچ تحقیق در سایت گوگل- امید به آینده- تلفن به مامان:"مامان! دانشگاه خیلی خوبه 

 

ترم دوم: سلام- خوبی؟- دختر،پسر- اکبری- احمدی- این خوبه- اون بهتره- انتخاب اصلح- فردا قشنگه- حضور،غیاب- آیینه- آب شونه - ادکلن- آینه- گرفتن جزوه- صندلی ردیف وسط- بازم سلام- چت- اوه آخر ترمه!- شب امتحان- معدل 12- تلفن به مامان:"مامان! دانشگاه بد نیست!"

ترم سوم: تریپ پروانه ای- ندا- کافی شاپ- قرار- نیومد-قرار- ایندفعه اومد- ضدحال- رفت(به همین راحتی!)- دلتنگی- افسردگی- دوست بد- سیگار- کلاس دودره- واسه من هم حاضر بزن- شب امتحان- جزوه ندارم- تقلب- ده- مشروط- تلفن به مامان:" میگذره
!"

ترم چهارم: مخ زدن- نگین- آرزو- المیرا- ردیفه!- خونه[ ]- سیگار- دود- بنگ- حوصله ندارم- بی خیالی- غیبت- غیبت- غیبت- صحبت با استاد- تقلب- ده- اتاق استاد- مشروط- مامان زنگ می زنه:"پسرم خوبی؟
!"

ترم پنجم: خواب- بیداری- خونه- سیگار- بی حوصلگی- زغال خوب- شیشه- تبدیل شدن به یک رفیق ناباب برای بقیه- خواب- بیداری- خونه- شیشه- بی حوصلگی- ذغال خوب- خواب ... خواب ... خواب ... خواب ... – نه انگار بیدار بشو نیست، مرده!!- از مرده شور خونه تلفن به مامان:"بیاین،بچه تون رو ببرین
!"

و اینگونه بود که این دانشجو در پنج ترم توانست فارغ شود ... البته از زندگی
!

 

[ ۱۳۸٧/٦/۱٥ ] [ ٩:٢۳ ‎ب.ظ ] [ سارا ] [ حرف دل() ]

 سلام خوشگلای خودم

بازم یه داستان خیلی جالب براتون اماده کردم

امیدوارم خوشتون بیاد من که خیلی خوشم اومد ادم تحت تاثیر قرار میگیره گریه

خوب حالا شما و این داستان:

ساعت 3 شب بود که صدای تلفن، پسری را از خواب بیدار کرد. پشت خط مادرش بود. پسر با عصبانیت گفت: چرا این وقت شب مرا از خواب بیدار کردی؟ مادر گفت: 25 سال قبل در همین موقع شب تو مرا از خواب بیدار کردی! فقط خواستم بگویم تولدت مبارک...! پسر از این که دل مادرش را شکسته بود تا صبح خوابش نبرد، صبح سراغ مادرش رفت. وقتی داخل خانه شد مادرش را پشت میز تلفن با شمع نیمه سوخته یافت، ولی مادر دیگر در این دنیا نبود.گریه

[ ۱۳۸٧/٦/٧ ] [ ٤:٢٧ ‎ب.ظ ] [ سارا ] [ حرف دل() ]

دوستان خوشگل و تپل مپل خودم یه مطلب رو خوندم که خیلی خوشم اومد میخواستم شما هم بخونین و فیض ببرین نیشخند

پسر و دختری جوان سوار برموتور در دل شب میرانند انها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند

دختر جوان:یواش تر برو من میترسم!

پسر جوان: نه این جوری خیلی بهتره!!

دختر جوان:خواهش میکنم من خیلی میترسم!

پسر جوان:خوب اما اول باید بگی دوستم داری!!

دختر جوان:دوستت دارم حالا میشه یواشتر     

برونی!

پسر جوان:منو محکم بگیر!!

دختر جوان:خوب حالا میشه یواشتر برونی

پسر جوان:باشه به شرط اینکه کلاه کاسکت منو برداری و رو سر خودت بذاری اخه نمیتونم راحت برونم اذیتم میکنه

روز بعد واقعه ای در روزنامه ثبت شده بود:

برخورد موتور سیکلت با ساختمان حادثه ای نو افرید.دراین سانحه که به دلیل بریدن ترمزموتور سیکلت رخ داد یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری درگذشت.

پسر جوان که ازخالی شدن ترمز اگاهی یافته بودو بدون اینکه دختر جوان را مطلع کندبا ترفندی کلاه کاسکت خود رابرسر او گذاشت وخواست تا برای اخرین باردوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند!!!!

 

 

 

[ ۱۳۸٧/٦/٥ ] [ ٤:٢٩ ‎ب.ظ ] [ سارا ] [ حرف دل() ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ خودتون خوش اومدین راستی دوستان نظرتون برام مهمه شما دیگه منو تنها نذارین.......
نويسندگان
صفحات اختصاصی
موضوعات وب
 
امکانات وب

.


فال امروز



mouse code

كد ماوس